*با پراکندگی ذهنی چه کنیم؟* *نشر:* گاهنامه مدیر ■ما آدمها هیچوقت راضی نمیشویم که فقط «یک کار» را انجام بدهیم. یعنی دلمان میخواهد همزمان بدن را آرنولدی کنیم و زبان کاتالونیایی یاد بگیریم و در همین حال هم دلمان بدجوری هوس پیتزا کرده است. تمایلات کُنتور ندارند؛ هر کدام به صورت جداگانه تلاشش را میکند تا ما را به آن سمتی که خودش دوست دارد، هدایت کند. https://chat.whatsapp.com/GyaY13bOcwZC6jIdDrwWjR □نفرین ایدهی خفن! تصور کنید الان ۲۰ سال پیش است و شما هم نبوغ گودزیلایی دارید و ایدهی استارت زدن گوگل، آمازون و فیسبوک به ذهنتان خطور کرده است. سه تا از بهترین ایدههای کسبوکار قرن در مُخ شما آمادهی بارگیری هستند و اگر هر کدامشان را کلید بزنید به چنان ثروتی دست خواهید یافت که به اِزایش در کل جهان، پولِ چاپ شده وجود ندارد. اما اگر تصمیم بگیرید که هر سه را با هم راه بیندازید به هیچ جا نخواهید رسید! ●داشتن ایدههای خفن کافی نیست. چیزی که زیاد است ایدهی خوفناک است. مشکل اینجاست که تجمع بیش از حد این ایدهها، مانع کسب است. به همین دلیل است که اگر هیئتی از آدمهای باهوش را جمع کنیم و همهشان را در کالبد یک نفر بتپانیم، آن فرد را باید آدمی احمق نامید! ○پس نوابغ چطور به چیزهای غیرممکن دست مییابند؟ بیایید برای خودتان هدف دیوانهوار و بلندپروازانهای متصور شوید. مثلا هدف این باشد که روی مریخ فرود بیایید، کتابی بنویسید که جایزهی ادبی پولیتزر را بگیرد، ترکیب رنگ سوپرماشین بعدی فِراری را بسازید، یا سیخ کباب مدرنی بسازید که وسط کباب کوبیده را هم مغز پخت کند! ■احتمالا بهترین ترفندی که برای رسیدن به موفقیت وجود دارد، این است که تمام توجه و تمرکزتان را بر روی یک هدف بگذارید. الگویی که از ا
برچسب: نویسنده: اشکان شجاعی تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 23:19